
افزایش رقم کالابرگ پشت درِ کسری بودجه ماند!
کالابرگ در ماه ژوئیه بدون افزایش پرداخت شد و اکنون همه چیز به تصمیم دولت در ماه های آینده گره خورده است.
موضوع الکترونیک کالابرگ به یکی از مهمترین موضوعات معیشتی کشور تبدیل شده است، در حالی که برخلاف وعده ها و گمانه زنی های جسورانه هفته های اخیر، پرداخت تیرماه بدون افزایش جدید و مشابه ماه های گذشته انجام شد. موضوعی که به خوبی نشان می دهد تصمیم دولت برای بازگرداندن اعتبار این طرح هنوز از مرحله بررسی و محاسبه منابع فراتر نرفته است. در واقع آنچه امروز پیش روی دولت است فقط یک بحث ساده یارانه نیست، بلکه معادله ای چندوجهی بین تورم، امنیت غذایی، محدودیت بودجه و نحوه شناسایی ذی نفعان است. معادله ای که اگر دیر حل شود، نفوذ حمایتی کالابرگ بیش از پیش از بین خواهد رفت.
داستان اصلی از اینجا شروع می شود: کالابرگ برای حفظ حداقل سطح امنیت غذایی برای خانوارها طراحی شده بود، اما در عمل شتاب تورم از بهبود این حمایت پیشی گرفته است. در ماه های اخیر بارها از داخل دولت، مجلس و نهادهای تخصصی بر لزوم بازنگری در میزان این اعتبار تاکید شده است. رئیس جمهور حتی آشکارا در مورد نیاز به اصلاح کالابرگ با توجه به تورم، به ویژه برای دهک های پایین صحبت کرد. اما در سطح اجرا تاکنون اتفاق جدیدی نیفتاده است و تیرماه نیز مانند ماه های گذشته گذشت. یعنی نه حذف گسترده از فهرست و نه افزایش محسوس اعتبار. به همین دلیل اکنون سوال اصلی این نیست که آیا دولت اصل افزایش را می پذیرد یا خیر؟ مهم ترین سوال این است که دولت دقیقاً از کجا می خواهد این افزایش را تامین مالی کند تا عامل تورم جدید نشود.
برآوردهای موجود حاکی از آن است که امروزه بیش از 87.3 میلیون نفر از کالابرگ الکترونیک استفاده می کنند و این پروژه به یکی از جامع ترین برنامه های حمایتی در کشور تبدیل شده است. میزان اعتبار مورد نیاز برای پرداخت حقوق این ساکنان بین 86 تا 87.3 هزار میلیارد تومان در ماه برآورد شده است، در حالی که منابع پیش بینی شده برای این طرح حدود 72 همات است. این شکاف به معنای تغییر ماهانه تقریباً 14 همات است. یعنی حتی بدون افزایش مقدار کالا، دولت با کسری زیادی در تامین منابع مواجه است. این رقم به تنهایی توضیح می دهد که چرا با وجود فشارهای عمومی و تاکید مکرر بر افزایش حمایت ها، دولت همچنان از اعلام رقم مشخص خودداری می کند. وقتی طرح در وضعیت فعلی با چنین شکافی به صورت ماهانه اجرا می شود، طبیعی است که هر تصمیم جدید بدون پشتوانه مالی مشخص تنها به جابجایی بحران منجر شود.
ابعاد این فشار زمانی مشخص می شود که بدانیم هر 10 درصد افزایش اعتبار کالابرگ ماهانه حدود 9 بار مالی جدید ایجاد می کند. خیلی ساده اگر دولت بخواهد فقط 10 درصد از این حمایت را وصول کند، باید علاوه بر کسری فعلی، منابع جدیدی نیز تامین کند، یعنی ماهیانه 9 عدد اضافی. در صورت ارائه سناریوی 20 درصدی این بار به حدود 18 همات در ماه می رسد و در صورت افزایش 30 درصدی فشار مالی جدید می تواند به حدود 27 همات در ماه برسد. بنابراین بحث افزایش موجودی دیگر تنها یک تصمیم اجرایی نیست. این تصمیم در عمل تعهدی سنگین و مستمر به بودجه تلقی می شود. اگر منابع آن پایدار نباشد، عواقب آن به زودی به کل اقتصاد سرایت خواهد کرد.
در عین حال موضوع مهم دیگر کاهش شدید ارزش واقعی این حمایت در برابر تورم است. گزارش های موجود حاکی از آن است که قیمت تمام شده ۱۱ نوع کالای اساسی بر اساس طرح کالابرگ نسبت به ابتدای اجرای آن حدود ۶۸ درصد افزایش یافته است. معنای واضح این عدد این است که اگر مقدار اسمی کالا ثابت بماند، قدرت خرید واقعی آنها به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. به زبان ساده، اعتباری که در ابتدای طرح می توانست مقدار مشخصی از کالاهای اساسی را پوشش دهد، اکنون دیگر پوشش مشابهی ندارد و خانواده باید سهم بیشتری از هزینه را از جیب خود بپردازد. این کاهش کارایی باعث شده است که کالابرگ از ایفای نقش حمایتی نسبی در بسیاری از خانواده ها دست بکشد و به چیزی بیش از یک کمک محدود با تأثیر کوتاه مدت تبدیل شود.
برخی برآوردها نسبت پوشش کالابرگ به مخارج خانوار را با فرض رشد قابل توجه مخارج سالانه، 7.5 درصد در مناطق شهری و 14.4 درصد در مناطق روستایی نشان می دهد. اگرچه این اعداد برای دهکهای پایینتر معنی بهتری دارند، اما در مجموع حاوی یک پیام واضح هستند: سرعت تورم سریعتر از سرعت اصلاح یارانهها بوده است. در چنین حالتی، ثابت نگه داشتن مقدار اسمی کالابرگ عملاً به معنای کاهش مداوم ارزش واقعی آن است.
به همین دلیل، مسئله فقط این نیست که آیا دولت «افزایش می دهد یا نه». مشکل اینجاست که سبد فعلی دیگر با سطوح قیمتی امروزی سازگار نیست و اگر این شکاف بیشتر شود، فلسفه حمایتی آن نیز ضعیف خواهد شد.
علاوه بر فشارهای تورمی، دولت با چالش ساختاری دیگری نیز مواجه است که آن گسترش بیش از حد جمعیت هدف است. هنگامی که بیش از 87 میلیون نفر تحت پوشش قرار می گیرند، این طرح در واقع از حمایت دقیق و هدفمند دور می شود و به یک برنامه تقریباً جهانی تبدیل می شود. چنین وضعیتی ممکن است در مواقع خاصی برای مهار شوک معیشتی توجیه شود، اما در بلندمدت بار مالی آن بیش از ظرفیت بودجه دولت است. به همین دلیل، در هفته های اخیر بیش از هر زمان دیگری درباره «حمایت هدفمند» صحبت شده است. این مفهومی است که بر تمرکز منابع بیشتر بر گروه های کم درآمد به جای لغو کورکورانه عشر تاکید دارد.
در این زمینه شایعاتی مبنی بر اخراج سه دهم افراد پردرآمد از کالابرگ مطرح شد اما مقامات دولتی این ادعا را تکذیب کردند و گفتند که چنین موضوعی در دستور کار نیست. اما رد این شایعه به معنای دست کشیدن از بهبود لیست شرکت کنندگان نیست. آنچه اکنون با جدیت بیشتری نسبت به گذشته انجام می شود نوعی «پاکسازی هوشمندانه» فهرست ذینفعان است. این به معنای شناسایی خانوارهایی است که با وجود داشتن دارایی یا شاخص های اقتصادی قابل توجه، همچنان از حمایت عمومی استفاده می کنند. در این زمینه، وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف شد فهرست مالکان املاک و خودروهای لوکس را بر اساس دادههای مالیاتی و داراییها برای بررسی به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ارائه کند.
بر اساس معیارهای ذکر شده، خودروهای بیش از 7.5 میلیارد تومان و املاک بیش از 75 میلیارد تومان می توانند از شاخص های اساسی شناسایی خانواده های متمول باشند. آمارهای سال گذشته حاکی از آن است که حدود 250 هزار خانواده در فهرست مالکان خودروهای لوکس یا املاک قرار داشتند. البته بسیاری از کارشناسان بر این باورند که تنها تکیه بر این معیارها کافی نیست، زیرا ممکن است خانواده ای دارایی اسمی بالایی داشته باشد، اما درآمد فعلی آن کم باشد یا برعکس، خانواده ای که دارایی ثبت نشده، اما گردش مالی بسیار بالایی دارد، از سیستم شناسایی پنهان بماند. بنابراین تاکید روزافزون بر این است که دولت باید به سمت اندازه گیری مشترک درآمد، گردش حساب، دارایی های سرمایه ای، سطح مصرف و رفتار مالی خانوارها حرکت کند تا خطای اعشاری کاهش یابد.
با این حال، حتی اگر دولت بتواند بخشی از ذینفعان پردرآمد را حذف کند، مشکل تامین منابع به طور کامل حل نخواهد شد. دلیلش روشن است. دامنه این طرح به قدری گسترده شده است و نرخ تورم به حدی افزایش یافته است که هر اصلاح محدود تنها بخشی از شکاف را پوشش می دهد. به همین دلیل، ایده افزایش هدفمند اعتبار برای دهک های پایین به جای افزایش عمومی برای همه ذی نفعان در داخل دولت و نهادهای ذیربط مورد توجه قرار گرفته است. سناریویی که دهکهای پایین بهویژه خانوارهای تحت پوشش نهادهای حمایتی سهم بیشتری از افزایش اعتبار را دریافت میکنند، از نظر مالی قابل مدیریتتر و از نظر تأثیر حمایت مؤثرتر است. اگرچه این مدل ممکن است از نظر سیاسی دشوارتر باشد، اما نسبت به توزیع گسترده منابع در بین همه گروهها، ارزانتر و کارآمدتر است.
موضوع مهم دیگر این است که چگونه می توان این افزایش بالقوه را تضمین کرد. کالابرگ خود لزوما تورم زا نیست. آنچه می تواند آن را به یک عامل تورم تبدیل کند، نحوه تامین مالی آن است. اگر منابع افزایش از محل صرفه جویی در بودجه، کاهش هزینه های غیرضروری دولت، تعدیل اولویت های مالی، حذف ذینفعان غیرضروری و مشارکت در سمت عرضه تامین می شد، آثار تورمی آن محدودتر می شد. اما اگر این بار مالی با استقراض، افزایش بدهی یا هر نوع خلق پول جبران شود، نتیجه نهایی می تواند تورمی باشد که دوباره ارزش کالاها را از بین ببرد. هشدار برخی نمایندگان نسبت به استقراض دولت حتی برای پرداخت حقوق، حساسیت موضوع را از این منظر افزایش داد. در چنین فضایی، هرگونه سیاست حمایتی که بدون منبع مناسب اجرا شود، ممکن است به جای سود بردن خانوارها، منجر به افزایش قیمت ها شود.
از این منظر، یکی از کم هزینه ترین راه ها برای تقویت اثر کالابرگ، استفاده از قدرت تخفیف تولیدکنندگان و فروشندگان در زنجیره تامین کالا است. گزارش ها حاکی از آن است که وزارت تعاون در حال مذاکره برای بازگشت بخشی از سود تولیدکنندگان و فروشگاه ها در قالب تخفیف در خرید کالا است. اقدامی که در صورت اجرای جدی و گسترده می تواند بدون تحمیل تمام هزینه ها به بودجه عمومی منجر به افزایش قدرت خرید خانواده شود.
البته این مدل جایگزینی برای افزایش اعتبار نیست، اما می تواند تا حدودی از فشارها بکاهد. به ویژه در شرایطی که دولت هنوز منابع پولی لازم را برای دستیابی به جهش اعتباری فراهم نکرده است. در کنار این راهکار، تقویت سمت عرضه، ساده سازی توزیع و نظارت بر قیمت کالاها نیز حائز اهمیت است، زیرا در صورت عدم تقویت همزمان شبکه عرضه، بخشی از اثر یارانه در افزایش قیمت ها تمام می شود.
در سطح بودجه، نشانه ها امیدوار کننده نیستند. در قانون بودجه 1405، حدود 996 هیمت برای کالابرگ پیش بینی شده بود که به طور متوسط معادل 83 هیمت در ماه بود. این رقمی است که به نظر می رسد هنوز کمتر از نیاز فعلی به پرداخت دستمزد جمعیت فعلی باشد. به همین دلیل فاصله بین عدد مصوب و هزینه واقعی اجرای پروژه همچنان وجود دارد. این همان مجموعه ای است که مسئولان مسئول را تائید کردند تا پس از اطمینان از امکان ادامه اجرا و تامین مالی، رقم نهایی افزایش را اعلام نخواهند کرد. یعنی دولت فعلا نمی خواهد قولی بدهد که در مرحله اجرا یا ادامه با مشکل مواجه شود. با این حال، از دیدگاه افکار عمومی، تأخیر در تصمیم گیری نیز اعتماد را بیشتر از بین می برد و تأثیر حمایت را کاهش می دهد.
حالا مهم ترین واقعیت این است که جولای مانند ماه های قبل گذشت و حقوق کالابرگ بدون افزایش پرداخت شد. این نکته بر خلاف برخی فضاسازی ها نشان می دهد که هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است و در صورت تغییر احتمالا در ماه های آینده خود را نشان خواهد داد. بنابراین بحث افزایش کالا نه بسته است و نه تمام شده است. بلکه در نقطهای بین ضرورت اجتماعی و محدودیتهای مالی معلق است. از یک سو تورم قیمت مواد غذایی باعث کاهش امنیت خانواده های کم درآمد شده و اصلاح اعتبارات به یک ضرورت مبرم تبدیل شده است. از سوی دیگر منابع پایدار و غیرتورمی مورد نیاز برای این بهبود هنوز به طور کامل در دسترس نیست و دولت باید سرعت حمایت را با احتیاط در تامین مالی متعادل کند.
اصل ماجرا این است که اصل لزوم افزایش کالا تقریباً محل مناقشه نیست. تفاوت اصلی در مدل اجرا، محدوده ذینفعان و منبع بودجه است. ارقام موجود تصویر واضحی از مشکل را نشان می دهد: بیش از 87.3 میلیون نفر تحت پوشش هستند، ماهانه حدود 86 تا 87.3 همات اعتبار مورد نیاز است، منابع فعلی آن را 72 همات برآورد می کنند، کسری ماهانه نزدیک به 14 همات است و هر 10 درصد افزایش، 9 همات بار مالی جدید ایجاد می کند. علاوه بر این فشار بر بودجه، رشد تقریباً 68 درصدی بهای تمام شده 11 کالای اساسی نیز منجر به کاهش قابل توجه ارزش واقعی کالاها شد. به همین دلیل، اگر دولت بخواهد این طرح را از یارانه منسوخ شده به ابزاری موثر برای حفظ امنیت غذایی تبدیل کند، باید سه کار را همزمان انجام دهد: شناسایی دقیقتر ذینفعان، تمرکز بیشتر بر پایینترین دهکها و تامین منابع از کانالهای سالم و غیرتورمی. تا آن زمان، پرداخت دستمزد کالابرگ ادامه خواهد داشت، اما سوال کلیدی باقی خواهد ماند: با قیمت های امروزی، این اعتبار چقدر می تواند از سفره خانواده محافظت کند؟
